فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )

119

كليات ( فارسى )

ترجيعات 9 اى زده خيمهء حدوث و قدم * در سرا پردهء وجود و عدم جز تو كس واقف وجود تو نيست * هم تويى راز خويش را محرم از تو غايب نبوده‌ام يك روز * وز تو خالى نبوده‌ام يك دم 1005 آن گروهى كه از تو باخبرند * بر دو عالم كشيده‌اند رقم پيش درياى كبرياى تو هست * دو جهان كم ز قطره‌اى شبنم بىوجودت جهان وجود نداشت * از جمال تو شد جهان خرم چون تجليست در همه كسوت * آشكارست در همه عالم كه به غير از تو در جهان كس نيست * جز تو موجود جاودان كس نيست 1010 تا مرا از تو داده‌اند خبر * از خودم نيست آگهى ديگر سر به ديوانگى برآوردم * تا نهادم بكوى عشق تو سر تا ز خاك در تو دور شدم * غرقه گشتم ميان خون جگر خاك پاى تو مىكشم در چشم * درس عشق تو مىكنم از بر جز تو كس نيست در سراى وجود * نظر اينست پيش اهل نظر 1015 گاه واحد ، گهى كثير شوى * اين سخن عقل كى كند باور ؟ پيش ارباب صورت و معنى * هست از آفتاب روشن‌تر كه به غير از تو در جهان كس نيست * جز تو موجود جاودان كس نيست